اخبار متروپل

آبادان عزادار است و هر روز بر تعداد فوتی های مظلوم آن افزوده می شود. چگونه این غم سنگین فراموش شود

داستان سقوط متروپل با سازه‌های غول‌پیکرش، داستان عزاداری مردم بزرگ آبادان و جاری شدن اشک‌های بی‌پایان است؛ قصه ساخت‌وسازهای بی‌رویه و خوش‌ظاهری است که هیچ زمان پایان شاهنامه‌شان خوش نبوده است؛ ستون‌ها علم می‌شوند و امضاها برای نظارت بر ساخت و بیمه‌‌ کارگران سازنده، پای برگه‌های رسمی ثبت می‌شوند و شهرها در محاصره غول‌های سازه‌ای درمی‌آیند؛ به‌ظاهر قرار است شهرها زیباتر شود؛ برجی بر برج‌ها افزوده شود و آدم‌ها حظ بصری ببرند و از امکانات ساختمان‌های بلندمرتبه بهره‌مند شوند اما وقتی جای خیلی چیزها خالی است، همان که قرار است زیبا باشد و سر به آسمان بساید، آواری می‌شود بر سر همان شهروندانی که نه امضایی پای برگه‌ای گذاشته بودند و نه سودی از ساخت‌وسازها داشتند؛ حداکثرش، بی‌خبر از همه جا آمده بودند چرخی بزنند یا دلخراش‌تر، نانی به سفره ببرند.

9 روز از ریزش ساختمان متروپل گذشت و امدادگران همچنان در تلاشند بتوانند چند جسد باقی‌مانده را از زیر آوار خارج کنند و طبق اعلام مسئولان کار آواربرداری از دو روز پیش وارد فاز جدیدی شده است و حضور مردم برای حفظ جان آنها در صحنه، مدیریت و کم‌تر شده است و کار جست‌وجو شتاب خیلی خوبی گرفته است.

برابر پروتکل‌های امدادی امکان زنده ماندن و خروج افرادی که زیر لایه‌های آواری در سه روز اول مانده‌اند امکان‌پذیر است و باید جست‌وجو و تفحص توسط تجهیزات انفرادی انجام شود و اگر تجهیزات لجستیک سنگین وارد شود امکان فوت کسانی که زیر زمین هستند، وجود دارد. با گذشت یک هفته از ریزش ساختمان متروپل، مردم همچنان در خط مقدم امدادرسانی بی‌وقفه در تلاشند، ایستگاههای مردمی با استقرار در حوالی ساختمان فروریخته متروپل، به پشتیبانی از امدادگران مشغولند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.