[ad_1]

اولین افراد در آلمان از اواخر دسامبر سال 2020 علیه Sars-CoV-2 واکسینه شده اند. در همان زمان ، مسائل مختلف توزیع در سیاست و عموم مردم مورد بحث قرار گرفته است: آیا آلمان سعی می کند قوطی های اضافی را در سطح ملی خریداری کند ، صرف نظر از ابتکار مشترک اتحادیه اروپا؟ برعکس ، آیا تهیه واکسن برای اتحادیه اروپا و سایر اتحاد کشورهای صنعتی هنوز بی انصافی نیست و کل جامعه بین الملل برای پیوستن به نیروها مجبور نیستند؟

این س arال مطرح می شود که آیا کسی عدالت (ذکر تنها دو جنبه متفاوت از این اصطلاح پیچیده) را تخصیص منابع یا رعایت قوانین رویه ای منصفانه می داند؟ اگر همه کشورهای جهان مجبور باشند توزیع واکسن را با هم تنظیم کنند ، این بدان معنا نیست که با یک آبخوری در کره زمین توزیع می شود. با این حال ، این ممکن است بدان معنی باشد که کنیا ، به عنوان مثال با جمعیت تقریباً یکسان ، دوزهای کمتر واکسن نسبت به کره جنوبی دریافت می کند ، زیرا نسبت بزرگسالان و به ویژه آسیب پذیر به طور قابل توجهی کمتر است.

ملاحظات این واقعیت که گروه خاصی از افراد وجود دارد که باید در برخی از روابط با آنها عادلانه رفتار شود ، یک چیز را نشان می دهد: باید مشخص باشد که در واقع در آن گروه چه کسانی حضور دارند. بحث های فعلی در مورد اینکه کشورهای ضعیف اقتصادی چگونه می توانند و باید در واکسیناسیون Covid نیز مورد توجه قرار گیرند ، حاکی از یک مسئله مهم فلسفی است.

اگر همه کشورها مجبور باشند توزیع واکسن را با هم تنظیم کنند ، این بدان معنا نیست که با یک آبخوان در سراسر کره زمین پخش می شود.

به نوعی می توان گفت که سرانجام در مورد این تصمیم گیری شده است. در یونان باستان ، البته هنوز روشن بود که ملاحظات عدالت فقط مربوط به بخش کوچکی از مردم بود که از نظر سیاسی و عقلی قابل توجه بود – یعنی شهروندان مرد آزاد با مالکیت زمین. و همچنین ایده حقوق بشر جهانی ، که در قرن هجدهم تاسیس شد ، در عمل فقط در مورد مردان سفیدپوست اعمال می شود. حداکثر با اعلامیه جهانی حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ 10 دسامبر 1948 ، که صریحاً “بدون هیچ گونه تمایزی ، به عنوان مثال بر اساس نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقاید سیاسی یا دیگر ، ملی یا منشا social اجتماعی ، دارایی ها ، تولد یا وضعیت دیگر “، با این حال ، بحث در مورد این نوع محدودیت های اساسی می تواند تمام شده باشد. هنوز ملاحظاتی در مورد اینکه آیا حقوق بشر مشترک باید بیشتر گسترش یابد وجود دارد – به عنوان مثال ، شامل میمون های بزرگ ، که قبلاً تا حدودی در قوانین مختلف ایالتی منعکس شده است.

هر کشوری شهروندان خود را ترجیح می دهد

این واقعیت که اکنون برابری بین همه مردم قابل انکار نیست ، به این معنی نیست که همیشه و در همه جا به بشریت توجه می شود. همانطور که از بحث بر سر توزیع واکسن دیده می شود ، اقدامات دولتی که به نفع شهروندان خودشان است ، هنوز بدون مشکل یا حتی مطلوب تلقی می شود. و چطور نیست – به عنوان مثال قانون اساسی آلمان به همه مردم حقوق مشخصی می دهد اما به آلمانها خیلی بیشتر می دهد. این درگیری دقیقاً به کلمات سوگند اداری رئیس فدرال و وزرا گسترش می یابد: آنها باید قسم بخورند که “عدالت را نسبت به همه” اجرا می کنند (که می تواند به این معنی باشد: علیه همه مردم) ، اما اول اینکه آنها برای خوب و خوب هستند استفاده از “مردم آلمان” استفاده خواهد کرد.

فراتر از چنین اختلافات رسمی (که به معنای: و در درون جوامعی است که با فرمول بندی هایی مانند “مردم آلمان” ادعا می شود) ، البته می توان س askال کرد که آیا کسانی که روی کاغذ “متعلق” هستند واقعاً همیشه در عمل تعلق دارند؟ حتی اگر “ما” در حال حاضر درباره توزیع بین المللی واکسن Covid بحث می کنیم ، مشخص نیست که آیا این “ما” مورد بحث شامل مواردی است که به درستی طراحی شده اند. به عنوان مثال ، آیا می دانید مردم کنیا یا حتی دولت کنیا در این مورد چه نظری دارند؟ نمی دانم.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.