[ad_1]

ارتباط بین روان و تعادل

مطالعات آن را ثابت می کندکه اضطراب ، افسردگی ، اسکیزوفرنی و سایر بیماری های روانی توانایی تعادل را چه هنگام راه رفتن و چه در حالت ایستاده مختل می کند.

وی می گوید ، دلایل زیادی برای این امر وجود دارد رون فلدمن از دانشگاه تل آویو. افراد مبتلا به افسردگی تمایل به خم شدن دارند و اغلب بسیار کندتر حرکت می کنند. در صورت لغزش ، خطر بیشتری وجود دارد که حرکات جبرانی لازم را خیلی کند انجام دهند. تصویر بالینی اسکیزوفرنی غالباً شامل وضعیت متغیر است ، که ارتباط برقرار کردن محرک های بینایی با سایر اجزای سیستم تعادل را برای افراد دشوار می کند. و ترس از زمین خوردن می تواند به گونه ای متناقض بر وضعیت قرارگیری افراد مضطرب تأثیر بگذارد به گونه ای که احتمال سقوط بیشتر شود.

با این حال ، این دانش هنوز در روشهای فعلی تشخیص یا درمان منعکس نشده است. فلدمن می گوید: “در مورد بیماری روانی ، معمولاً اجزای جسمی مورد توجه قرار نمی گیرند.” این یک فرصت تلف شده است. از آنجا که به طور بالقوه می توان از ارتباط بین تعادل و سلامت روان به روش مثبت استفاده کرد: آموزش تعادل جسمی همچنین می تواند برای سلامت روان مفید باشد.

توانایی ما برای واکنش سریع به موقعیت های مختلف به دلیل مغز ما است. بر اساس تجربه قبلی پیش بینی می کند. برخی از متخصصان مغز و اعصاب چنین عقیده دارندکه این فرآیندها در مخچه انجام می شود. به مناطق دیگر مغز مانند قشر حرکتی متصل است که حرکات ما را کنترل می کند. اطلاعات در حلقه های بسته به عقب و جلو ارسال می شود. این دانشمند شناختی می گوید مخچه به عنوان نوعی شاخه عمل می کند که اطلاعات را خیلی سریع پردازش می کند و از همه فرایندهای دیگر پشتیبانی می کند. جسیکا برنارد از دانشگاه تگزاس: “شما چیزها را به آنجا می فرستید تا با کارآیی بیشتری پردازش شوند.” مخچه همچنین اطلاعاتی را ارسال می کند و به ما کمک می کند رفتار خود را تطبیق دهیم.

حیرت انگیز در زندگی

از مدت ها قبل مشخص شده است که مخچه در کنترل حرکت نقش دارد. تحقیقات اخیر اکنون نشان می دهد که این ماده نیز در تنظیم دقیق افکار و احساسات ما نقش دارد. این می تواند توضیح دهد که چرا برخی از بیماریهای روانی اغلب با عدم تعادل همراه هستند (به “رابطه بین روان و تعادل” مراجعه کنید). این امر همچنین ممکن است توضیح دهد که چرا افرادی که از نظر شناختی از آنها خواسته می شود ، نمی توانند تعادل خود را حفظ کنند. با این حال ، کسانی که در چنین تحقیقاتی به تعادل توجه می کنند ، وظیفه شناختی را بدتر نشان می دهند. تصاویر زبانی که بسیاری از مردم برای توصیف احساسات خود استفاده می کنند ، مانند “من از نظر عاطفی پایدار هستم” یا “احساسات من از تعادل خارج است” قطعاً می تواند صحیح باشد.

وقتی مردم دو پا شدند

تاکنون تصور می شد که برای مدت طولانی ، انسانهای اولیه مانند گوریل ها در راه رفتن مچ پا حرکت می کنند. با این حال ، یک فرضیه جدیدتر بیان می کندکه خیلی زودتر دو پا شدیم: زمانی که اجداد ما هنوز در درختان زندگی می کردند. بر این اساس ، ساکنان درختان حدود 15 میلیون سال پیش زمان بیشتری را ایستادن سپری کردند و ابتدا شاخه ها را گرفتند و به تدریج به تعادل رسیدند. طبق مطالعه ای که از سال 2017 انجام شده است کافی است با نوک انگشتان خود شاخه ای متحرک را لمس کنید. این یک سیگنال حسی به مغز می فرستد که به افراد در حفظ تعادل کمک می کند. بنابراین یادگیری تعادل بخشی اساسی از کارهایی است که امروز مردم انجام می دهند.

به نظر نمی رسد پیاده روی برای بیشتر افراد مشكلی داشته باشد. با این حال ، هنگامی که او از نزدیک نگاه کرد ، سرینیواسان تعجب کرد. او و همکارش یانگ وانگکه همچنین در دانشگاه ایالتی اوهایو تحقیق می کند ، علائم بازتابنده ای روی ران ، مچ پا و پای داوطلبان وجود دارد. آنها با استفاده از دوربین مادون قرمز حرکت اشیا objects خود را هنگام راه رفتن روی تردمیل ردیابی می کردند. با انجام این کار ، آنها دریافتند که حتی راه رفتن روی یک سطح صاف در واقع مانند یک مستی است که پس از یک ضربه غیرمنتظره متزلزل یا لغزان است. “تصور کنید که به جلو حرکت می کنید و به سمت راست رانده می شوید. شما بصری می توانید با پا تعادل خود را به سمت راست حفظ کرده و در نتیجه نیرویی به سمت چپ وارد کنید ، ”می گوید Srinivasan.

هر مرحله فرایندی است که ما در حالی که بالاتنه ما به عقب و جلو می چرخیم ، به حالت ایستاده ادامه می دهیم. به نظر نمی رسد که معمولاً متزلزل شویم. این به این دلیل است که مخچه ما با اعصاب و عضلات کار می کند و تنظیمات کوچکی را در وسط هر مرحله انجام می دهد. سرینیواسان و تیم وی نحوه کار این را نشان دادند: مغز موقعیت لگن را کنترل می کند و باعث می شود پاها موقعیت خود را متناسب تنظیم کنند. به گفته سرینیواسان ، ما به جایی که می خواهیم برویم نمی رویم بلکه “در جهتی که در حال سقوط هستیم”.

“ما به جایی که می خواهیم نمی رویم ، بلکه در جهتی هستیم که سقوط می کنیم”
(مانوی سرینیواسان ، دانشگاه ایالتی اوهایو)

از آنجا که سیستم تعادل انسان از بسیاری از قسمتهای بهم پیوسته تشکیل شده است ، از بسیاری جهات می تواند اختلال ایجاد کند. زمین ناهموار ، مشکلات در احساس تعادل ، ضعف عضلات یا سرعت زیاد می تواند راست ایستادن را دشوار کند. بارداری ، بیماری یا آسیب دیدگی – خصوصاً در پاها – می تواند چنان روی سیستم تأثیر بگذارد که احتمال سقوط وجود دارد. التهاب که معمولاً با چاقی ، استرس ، آسیب یا عفونت همراه است این می تواند تعادل ما را تحت تأثیر قرار دهد و بنابراین راه رفتن ما را تغییر دهد. این امر همچنین می تواند خطر سقوط را افزایش دهد.

جوانان تعادل خود را از دست می دهند

درخواست از افراد برای ایستادن روی یک پا با چشمان باز یا بسته نشان دهنده توانایی حفظ تعادل است در سن 20 سالگی ناپدید می شود. بنابراین ، در اواسط زندگی ، احتمال سقوط جدی افزایش می یابد. اما با وجود این ، مردم بیشتر و بیشتر سقوط می کنند. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده بین 1999 و 2007 را نشان داد.که سقوط کشنده در افراد بین 45 تا 64 سال در ایالات متحده 44 درصد افزایش یافته است. این افزایش ، دانشمندان را تحریک می کند تا بفهمند کدام یک از اجزای سیستم پیچیده در اینجا فراتر از مرحله است.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.